ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

38

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بالا برويد . » درين وقت شايع شد كه آن مكان را باطنيان مخصوصا نگهداشته و كمينگاه مردان جنگى ساخته‌اند . ولى راهنما به ايشان گفت : آنچه در آنجا مىبينيد فقط مقدارى اسلحه و كژاغند است كه به صورت مردان در آورده‌اند زيرا مردان جنگى خيلى كم دارند . رويهمرفته فقط هشتاد مرد در آن قلعه باقى مانده بودند . مهاجمان روى چهار دست و پا بالا رفتند و خود را به آن مكان رساندند . ضمن زد و خوردى كه درگرفت عده‌اى از باطنيان كشته شدند . عده‌اى هم با كسانى كه داخل مىشدند درآميختند و از ازدحام استفاده مىكردند و بيرون ميرفتند . احمد بن عبد الملك عطاش را اسير كردند . يك هفته او را به حال خود گذاشتند . بعد دستور مجازاتش داده شد كه در سراسر شهر پيچيد سپس پوستش را كندند تا مرد . و پوستش را از كاه پر كردند . پسرش را هم كشتند . و سر هر دو را به بغداد فرستادند . همسر او نيز خود را از بالاى قلعه به زير افكند و خودكشى كرد . با او جواهرات گرانبهائى بود كه نظيرش يافت نمىشد . آنها را نيز از بين برد . مدت بلوائى كه از جهت ابن عطاش رخ داد ، دوازده سال بود . شرح اختلاف ميان سيف الدوله صدقه و مهذب الدوله حاكم بطيحه درين سال ميان سيف الدوله صدقة بن مزيد و مهذب الدوله سعيد بن ابو الجبر ، حاكم بطيحه ، اختلاف افتاد . و حماد بن ابو الجبر نيز به